أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

386

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

چون قضا پوشيده آيد در وجود * بهر دفعش كثرت لشكر چه سود و چون روز دوشنبه دوم رمضان در اين گفت و شنيد به شام ظلمانى رسيد ، على الصباح سه‌شنبه صفير نفير و آوازهء نقارهء مخالفان به كرهء اثير رسيد و به يك [ 496 ] ناگاه طليعهء لشكر ايشان از ميان درختستان غجدوان طالع گرديد و بر پادشاه و امير ظاهر گرديد كه عبيد اللّه خان و جانى بيك سلطان لشكرهاى گران را هم‌عنان داشته به سرعت باد و برق آتش نهاد به امداد ساكنان قلعهء غجدوان در حركت آمده ايشان نيز بيرون آمده با يكديگر پيوسته‌اند . و ميان به جنگجويى بسته غوغاى عظيم در ميان اين گروه قوى قويم افتاده آن زمان را كه به تعبيهء لشكر و تسويهء صفوف در برابر پرداختند ، مخالفان سورن قيامت نهيب انداختند و دست به ارسال سفير تير برافراختند . امير بيرام قرامانى را از جگردارى بر دست راست و احمد بيك صوفى اغلى را از پردلى سركردهء لشكر جوانغار فرموده ، خود در قول متمكّن گرديد . حضرت بابر پادشاه را با خيل مغول به قاعدهء طرح مقرّر داشتند كه در هر طرف ضعفى مشاهده كنند به دستيارى مردى سكندروار ياجوج فتنه سدّ بندند و چندانكه تلاقى فئتين موجب شور و شين گشت مردم جوانغار مخالف حمله بر برانغار غازيان آورده بعد از اندك گير و دارى تيرى بر مقتل بيرام بيك آمده عيد سعيد حياتش را به شام ظلمانى ممات مبدل ساخت و لواى آن امير كشورگشاى را به باد حادثه و طوفان نائبه از پاى درانداخت . و به همين قاعده برانغار مخالف بر جوانغار غزات حمله آورده امراى جوانغار فرار را سلامت‌تر از قرار يافته فرقه‌اى كه طرح بودند چون اين حال را مشاهده نمودند ، مغولان به عادت [ 497 ] اصل خود طرح غارت انداختند و اصلا به جنگ نپرداختند و جمعى از قورچيان دلاور كه در گرد آن امير هنرور بودند به آنچه در حيّز امكان آيد به كرّات لشكر دشمن را راندند و تا ديواربست قلعه پس نشاندند . و چون زمين از كثرت جوى و جر مهبط خطر و از بسيارى لاى و وحل مصدر هزار خلل مجال اسب انداختن و نيزه افراختن نه ، و هرچند فرقهء خاصّه به مدافعه و مقاتله مقابله قيام نموده زور مىآوردند از هر دو دست و عقب تير مىخوردند شكست به ايشان نيز راه يافته ، لواى عظمت نجم بيكى از پاى درافتاده بابر پادشاه رو به حصار